الشيخ فاضل اللنكراني
141
اخلاق فاضل (فارسى)
« مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَان » « 1 » عقل آن است كه بدان وسيله خداى رحمان پرستش شود و بهشت به دست آيد . با ديد ظاهرى ميان اين وضوع و محمول « 2 » ، تناسب زيادى وجود ندارد ؛ اما پس از تأمل و تفكر به نتيجه مىرسيم كه عاقل كسى است كه به عاقبت كار مىانديشد و زندگى واقعى و دائمى را كه به فرمودهء قرآن ( وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهءَ لَهِىَ الْحَيَوان ) » « 3 » است ملاحظه مىكند ؛ اما اگر چشم خود را بر حقايق بست و عاقبت كار را در نظر نگرفت و تنها زندگى زودگذر مادّى خود را ملاحظه كرد ، مانند تاجرى است كه يك روز سود بسيار زيادى نصيبش شود ولى تصور كند كه زندگى فقط امروز است و تمام دارايى خود را همين امروز مصرف كند ، بدون اينكه آينده را در نظر بگيرد ؛ خب پر واضح است كه چنين فردى عاقل نيست . با توجه به اينكه عاقل را در امور دنيوى چنين تعريف مىكنيم : كسى است كه به نتيجه و عاقبت كار بينديشد و فكركند ؛ بايد همين محاسبه را ، نسبت به مسايل دينى تطبيق دهيم . نتيجه اين مىشود كه عاقل آن كسى نيست كه فقط زندگى شصت ساله ، هفتاد و هشتاد ساله را ببيند ، بلكه عاقل آن است كه زندگى نامتناهى آن جهان را ملاحظه كند و بداند زندگى و سعادت در آخرت ، به تهذيب نفس و به استفاده از موقعيت فعلىِ او بستگى دارد . تعبيرات ائمه ( ع ) عامّ است و همهء مردم را شامل مىشود و در خصوص ما روحانيت وارد نشده است ؛ اما تطبيقش نسبت به ما ، بسيار مهم خواهد بود ؛ چراكه مسألهء تهذيب نفس ، نه تنها روى خود ما اثر دارد ، بلكه روى مردم نيز اثرگذار است و
--> ( 1 ) . قُلْتُ لَأَبِىعَبْدِاللَّهِ : مَاالْعَقْلُ ؟ قَالَ : مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ . قَالَ : قُلْتُ : فَالَّذِى كَانَ فِى مُعَاوِيَهءَ . قَالَ : تِلْكَ النَّكْرَاءُ تِلْكَ الشَّيْطَنَهءُ وَ هِى شَبِيهَهءٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِعَقْلٍ . ( الكافى ، ج 1 ، كتاب العقل و الجهل ، ص 11 ) به آن حضرت عرض كردم : عقل چيست ؟ فرمود : چيزى است كه با آن خداى بخشنده پرستش مىشود و بهشت به دست مىآيد ، آن شخص گفت : عرض كردم : پس آنچه معاويه داشت چيست ؟ فرمود : آن زيركى در نيرنگ ، رندى و بدانديشى است ، همانند خرد است ؛ ولى خرد نيست . ( 2 ) . عقل و عبوديت خداوند متعال . ( 3 ) . و زندگى واقعى سراى آخرت است . ( عنكبوت ، آيه 64 )